<-Title->
تبليغاتX
آدرس سايت<-Title-> <-Content->دوستان و همراهان عزيز از اين پس مي توانيد من را در:

 http://zartosht1.vcp.ir/

دنبال كنيد.

<-Content-> <-Title->پرستش هورمزد در زمان هخامنشیان<-Title-> <-Content->

آیین اهوره مزدا کیش درباری شاهان پارس بود ،از این رو تنها در شهر های درباری به آن عمل می شد و گروهی از روحانیان مسئول اجرای آن بودند. سوال دیگر این است که آیا علاوه بر شاه نجیب زادگان پارسی هم به کیش اهوره مزدا ملتزم بوده اند. مقصود از نجیب زادگان پارسی فقط اعضای بسیار نزدیک دربار شاهی نیست کهملتزمان رکاب شاه بوده اند،بلکه نجیب زادگان مراکز ساتراپی ها را هم شامل می شود. آیا اینان در مقام اجرای وظیفه ملزم به رعایت آیین شاهی بوده اند؟آیا از چگونگی حضور در مراسم نیایش آهوره مزدا مطلع بوده اند(تازه اگر مسوولیت اجرای آن را به آنان محول نکرده باشند)؟دست رسی اینان به آیین شاهی جایگاه آنان را به عنوان نمایندگان شاه در ساتراپی ها و در عین حال نزدیکی آنان را به شاه تثبیت می کرد و بر ارج و قرب آنان در دربار می افزود.
هخامنشیان هیچ گاه آیین مذهبی دربار خود را بر مردمان تابعشان تحمیل نمی کردند،بلکه در برابر آیین ها و مذاهب دیگر ،هر قدر هم متفاوت موضعی روادارانه در پیش می گرفتند . اما ناگفته نماند که در این «روادارانه مذهبی»محدودیت های وجود داشت که با مسائل سیاسی پیوند داشت. زیرا سیاست هخامنشیان این بود که اگر محیط فرهنگی و مذهبی اتباع خویش را به هم نزنند، بهتر می توانند وفاداری آنان را به خود حفظ نمایند، زیرا اگر چنین وفا داری وجود نداشت اوضاع به شدت دگرگون می گشت. اگر یکی از اقوام تحت قلمرو پارسیان سر به عصیان می نهاد و بر ضد تاج و تخت هخامنشیان می شورید ،شاه پارس در پاسخ اقدام به لشکر کشی می کرد و آثار لشکر کشی حتی در زندگی مردمان هم بازتاب پیدا می کرد .این مجازات در مورد ناکسوس که از پیوستن به شاهنشاهی ایران ابا می کرد و همچنین در مورد ارتریا و در سال79/480علیه آتن به کار بسته شد.
به علاوه ساتراپی های عصیانگر چون مصر و بابل که در دهه 480 در برابر سیطره پارسیان سر به شورش گذاشتند، گویا با چنین پیامد های روبرو شدند . گویا کتیبه دیوه ی خشایار شاه در باره اینان نوشته شده است:
در میان این سرزمین ها ، جای بود که پیش تر در آن دیوان (فارسی باستان :دیوا) را می پرستیدند .آنگاه به یاری اهوره مزدا آن پرستشگاه دیوان را برکندم و فرمان دادم:دیوان پرستیده نشوند. هرجا پیش از این دیوان را می پرستیدند ، در آنجا با راستی واحترام اهوره مزدا را پرستیدم.
در این کتیبه خشایارشا به سرزمین شورش گری اشاره دارد که جایگاه پرستش دیوان بوده است . او پرستشگاه هایشان را نابود کرد و سرافرازانه اعلام کرد که اکنون در آن سرزمین اهوره مزدا معبود اوست . فهم این کتینه البته دشوار است، زیرا نه تنها سرزمین مورد نظر بر ما روشن نیست ، بلکه نمی توان به راحتی به راحتی زمان دستوری به کار رفته در متن را تشخیص داد. لیکن امکان دارد خشایار شا به الفاظ کلی سخن گفته باشد ،یعنی اگر سرزمینی پیرو مذهبی یاشد (و آن مذهب مردم را به طغیان علیه شاه شاه پارس بر انگیزد )، آن گاه من آن مذهب را ریشه کن خواهم کرد و قدرتم (پرستش اهوره مزدا)را به جای ان خواهم نشاند.اما روی هم رفته ،مهم ان است که کیش اهوره مزدا قرار نیوده بر هیچ قوم و تباری تحمیل شود، اما خشایارشا چنین کرده است و این تمایز معنا داری است

<-Content-> <-Title->پرستش هورمزد در زمان هخامنشیان<-Title-> <-Content->

دایره بالداری را که این همه در معماری هخامنشیان،ازجمله گورستانشاهی نقش رستم،تجسم یافته است،برخی اهوره مزدا انگاشته اند، اما برخی دیگر آن  را بازنماییِ هخامنش ،بانیِ نام بخش شاهنشاهی،پنداشته اند. لیکنمحتمل تر ازهمه این نظر است که دایره ی بالدار نماینگر «خوره»(فرایزدی) است.،یعنی عطیه پادشاهی که از جانب اهوره مزدا به خاندانهخامنشی ارزانی گشته و آنان را ازدیگران متمایز ساختهاست.پرستش خدای خورشید و ایزد آب در سرزمینی که عناصرخورشید و آب در بالاترینحدِ احترام بوده وحیات کشاورزی را ممکن ورفاه مردمانش را فراهم میآورده،البته عجیب نیست .آب و تامین آن درمناطق گرم و خشک پارس و در واقع در سراسرپهنه شاهنشاهیاهمیت حیاتی داشت. برقراری و گسترش کانال های آبرسانی ،شبکههای فاضلاب و نهر های آبیاری برای حفظ حیات انسان و رفاه حیواناتاساسی بود...

درباره پرستش اهوره مزدا دو سوال مهم مطرح است:نخست آن که آیاشاهان هخامنشی (کورش و کمبوجه به کنار) پیروان دین زرتشیبودند یا نه، و دوم آنکه چه کسانی به کیش درباری پایبند بوده اند؟ یکویزگی اصلی دیانت زرتشتی که به وسیله زرتشت پیامبر تبلیغ و رواجداده شد ، ثنویت میان نیکی و بدی ، راستی و دروغ بود. نیکی دراهوره مزدا و بدی در اهریمن ، خدای بدی جلوه گر می شد...بی تردید در آیین اهوره مزدای هخامنشیان عناصری از باورهایزرتشتی وجود دارد،اما احتمالا آن آیین با دین زرتشتی که در سده هایبعدی [ساسانی] استقراریافت بسیار دارد.پارسیان همچون ایلامیان به خدایان زیادی اینمان داشتند که در عناصرطبیعی و صور فلکی تجلی می یافتند. این خدایان با مجموعه خدایانایرانی که در طی مهاجرت های طولانی از خاور و شمال خاوری بهایران راه یافته بودند، به تدریج درآمیخته شدند.اهوره مزدا همچون میثرهو آناهیتا از زمره همین خدایان بود که آیین پرستش پان احتمالا از بخشخاوری شاهنشاهی ایران سرچشمه گرفته بود ،اما تازه از زمانداریوش به بعد توانست به جایگاهی رفیع دست یابد .براین آیین ظاهرابهتر است نام مزدا پرستی ، اعتقاد به مزدا ،نهاده شود.در سراسر پادشاهی هخامنشیان پرستش اهوره مزدا کیش اصلیدربار شاهان هخامنشی باقی ماند . بنا به نوشته  مورخان یونانی ،درمیدان رزم گردونه ای خالی از سرنشین همراه گردونه خشایارشاه وداریوش سوم راه می افتاد و به طور نمادین حضور معنوی اهوره مزدا راتداعی می کرد . این نماد بدان معنا بود که اهوره مزدا نگاهبان شاه وضامن صلح و فیروزی او در میدان رزم است. اما توجه به این نکته لازماست که این خدا، خدای شاهان بود و ظاهرا هیچ گاه پرستش آن درمیان مردمان تابع شاهنشاهی رواج پیدا نکرد . گویا پرستش اهوره مزدانه از دربار تحمیل شد  و نه مردم از پایین آن را پذیرفتند.

منبع:http://zartosht-iran-bastan.mihanblog.com/

<-Content-> <-Title->اما دین ایرانیان قبل از ساسانیان<-Title-> <-Content->


آرتور کرستنسن درباره دین زرتشتی در زمان هخامنشیان می گوید:اگر بخواهیم از روی کتیبه های میخی ایرانی تصوری از عالم دینی هخامنشیان حاصل کنیمتصویری ناقص به ما می دهد  این قدر می دانیم "أهُرَمَزْدَ" را ربّ الاعلی می خواندندو آفت ها یعنی قوای یانکار را تجسم داده و شخص می پنداشتند ؛علی الخصوص دُرَوگِیعنی دروغ همان دْرُج اوستائی و از پیش از زرتشت نیز در اعتقادات آریائی به عنوان دیویوجود داشته است ولی اسم أََنْگْرُمَنْیُش را هیچ نخواهیم یافت . درکتیبه ها تعبیرات خاصالهی (راه راست و از این قبیل) هست که اصطلاحات دینی اوستا را به یاد می آورد با وجودأهُرَمَزْدَ خدایان عشایر نیز به جای خود هستند.اینان اولین خدایان آریا هستند که بدین صورتباقی مانده اند .از جمله آنها مِثَر است(=مهر،خورشید)که متعلق به عهد پیش از زرتشتبوده است. در کتیبه اردشیر دوم نام أناهیذَ و مِثَر نخستین بار در کنار أهُرَمَزْدَ به مثابه نامخدایان عظیم نام برده شده می شود .این مِثَر خدای اوستائیست که با أناهیذَ در میان اعظم و ارفع خدایان ِ مجمع الالهة مقامیدارد.یقینیست دین هخامنشیان با دین زرتشتی اوستائی به نوعی که ما بدان معرفت داریم،متفاوت است.به هرحال تا عصر استرابن یعنی دیر زمانی پس از ختم ملک هخامنشیانایرانیان مردگان خود را به جای آنکه مطابق دستور زرتشتیان عرضه مرغان هوا کنند هنوزدر دخمه می گذاشتند

منبع:http://zartosht-iran-bastan.mihanblog.com/


<-Content-> <-Title->گوی بالدار نشان هخامنشیان<-Title-> <-Content->

در پست های قبلی درمورد نشان فروهر توضیحاتی نوشتم و آن را به طور مختصر توصیف كردم. اما اكنون به شرح حقیقت این نشان از زبان،مرادی غیاث آبادی می پردازم.

نشان باستانی«گوی بالدار»برای همگان شناخته شده است.در

متداول ترین گونه این نگاره،یک گوی با دو بال در طرفین و ایزد/خدایی

در میانه آن دیده می شود که گاه حلقه یا گلی را در دست،و نقش

ستاره ای را بر بالای سر دارد.نگاره گوی بالدار از حدود سده نهمپیش

از میلاد در سراسر سرزمین های آسیای باختری و از جمله در نیمه 

غربی ایرانی روایی داشته،اما هر یک از اجزای اصلی آن،یعنی گوی،

بال و ایزد/ خدا،پیش از ترکیب نهایی آن،از زمان های دورتر کاربرد

داشته است.نقش گوی یا چنبره میانه،از خورشید الهام گرفتهشده

است که خاستگاه بسیاری از باورهای آیینی مردمان باستان بودهو تا

امروز نیز تاثیر فراوان خود بر آیین  های نیایشی را حفظ کرده است.

نشان خورشید،به گونه مستقل و بدون بال در نگاره های باستانی

فراوانی دیده شده است که شاخص ترین آن نگار کند های پنج گانه

لولوبیان در سر پل ذهاب است.نقش بال و دم در پیرامون گوی،از پرنده

بلند آوازه و گرامی مردمان باستان،یعنی شاهین برگرفته شده است         

نقش شاهین نیز خود به تنهای و پیش از اینکه در این ترکیب نهایی راه    

یابد،در آثار هنری مردمان خاور میانه به فراوانی دیده شده است. 

مردمان باستان شباهت هایی  میان خورشید و شاهین را احساس 

می کردند و آن دو را از آن یکدیگر می دانستند.از یک سو، خورشید 

هنگام طلوع و غروب در افق و یا در پشت ابرها، آشکارهمراه با دو بال 

به دیده می آید و از دیگر سو،شاهین نیز به عنوان بلند پرواز ترینودور

پرواز ترین پرندگان، نزدیک ترین موجودات زمینی به خورشید دانسته

می شده است.نقش خورشید و شاهین،پس از مدتی دریکدیگرادغام

می گردند و نگاره گوی بالدار را بر می سازند. در هنر مصرباستان،نگاره

«هروس»(خدای خورشید)با سری به مانند شاهین نشان داده می

شده است.

منبع:

http://zartosht-iran-bastan.mihanblog.com/

<-Content->